....
كسي كه از زندگي زيادي جلو مي زند به مرگ هم زيادي نزديك مي شود
* محبت لغت نامه عشق است...
* آنقدر در چشمانش نااميدي موج مي زد كه ساحل دلم پر غم شد
* براي آن كه در وقتش صرفه جويي كند، ساعتش را خاموش مي كند
* آن قدر دير به حرف هايم رسيد كه پليس جريمه اش كرد
* بعضي كارگاه شكلات سازي مي زنند، بعضي هم كارخانه مشكلات سازي...
* هنوز هم هر شب خواب مي بينم كه از خواب بيدار شده ايم
* محبت لغت نامه عشق است...
* آنقدر در چشمانش نااميدي موج مي زد كه ساحل دلم پر غم شد
* براي آن كه در وقتش صرفه جويي كند، ساعتش را خاموش مي كند
* آن قدر دير به حرف هايم رسيد كه پليس جريمه اش كرد
* بعضي كارگاه شكلات سازي مي زنند، بعضي هم كارخانه مشكلات سازي...
* هنوز هم هر شب خواب مي بينم كه از خواب بيدار شده ايم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 8:6 توسط ساغر
|
صدای نوشته هایم شاید بارانی است