پاورچین
سلام
آخرش تصمیم گرفتم ارشد بخوانم ... قبول شدم داداشم (کوچیکه)می گفت آخه من موندم تو چه طوری می تونی این همه کار را انجام بدهی ... مدرسه... خانه داری... رسیدگی به اهل خانه... گرفتاری های بیرون... و حالا درس خواندن ...
مدتی بود که می آمدم و می رفتم از تمام دوستانی که با نظرات خوبشان مرا مورد لطف خود قرار دادند بسیار متشکرم- برایشان آرزوی موفقیت می کنم
آخرش تصمیم گرفتم ارشد بخوانم ... قبول شدم داداشم (کوچیکه)می گفت آخه من موندم تو چه طوری می تونی این همه کار را انجام بدهی ... مدرسه... خانه داری... رسیدگی به اهل خانه... گرفتاری های بیرون... و حالا درس خواندن ...
بهش گفتم من علاقه ی زیادی به درس خواندن دارم نمی تونستم بپذیرم که درجا بزنم و به تک تک آرزوهایم نرسم ... (بعد گفت پرسید هدفت چیه؟ محض خنده گفتم الگوی جامعه)
امیدوارم با تمام موانع بتوانم تا آخر پیش بروم یکی از همکاران می گفت تو حرص دکترا هم داری ! اما شاید دیگه نتونم ... ببینم تقدیر چی می شود؟
خلاصه باید بنشینم و بخوانم... دیر می آیم ولی منتظر حضور سبزتان می مانم
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12:0 توسط ساغر
|
صدای نوشته هایم شاید بارانی است