حجم تنهایی
در حجم تنهایی
مسافریم به سوی نقطه ی آگاهی
و چه منشوری می شود صدای سپیدت
غرق دریای چشم
و گریزان از رقم های گنگ
من در جواب یک و یک مانده ام
صفر است صفر
یکی ها نیستند
و مشق های شبمان لبریز تاریکی
نیست می شود در نقصان بودنی ها
و کنار پرچین فراموشی هامان
معادلاتی از خاکستری ها و بنفشها
سوت می زنند
می خوانند
ابر هایی که هیچگاه نباریده اند
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:19 توسط ساغر
|
صدای نوشته هایم شاید بارانی است